الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
244
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
بوده باشد ، تا آنجا كه حتى در يك نوع ميوه باز اصناف گوناگونى وجود دارد ، چنان كه مثلا در انگور شايد بيش از 50 نوع ، و در خرما حدود 70 نوع وجود دارد ! جالب اينكه در آيه فوق به صورت فعل غائب آمده ، سپس به صورت متكلم در آغاز مىگويد : « خداوند از آسمان آبى فرستاد » سپس اضافه مىكند « ما به وسيله آن ميوههاى رنگارنگى خارج ساختيم » اين طرز تعبير منحصر به اين آيه نيست ، در مواردى ديگر از قرآن مجيد نيز همانند آن ديده مىشود ، گويى بيان جمله نخست درك و معرفت جديدى درباره خدا به مخاطب مىدهد ، و با اين درك و شناخت در پيشگاه خدا حاضر مىشود ، و در حضور سخن با آنها مىگويد . در دنباله آيه به تنوع طرقى كه در كوهها وجود دارد ، و سبب شناخت جادهها از يكديگر مىشود اشاره كرده مىگويد : « از كوهها نيز جاده هايى آفريده شده به رنگ سفيد و سرخ ، با رنگهايى متفاوت و ( گاه ) به رنگ كاملا سياه » ( * ( وَمِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَغَرابِيبُ سُودٌ ) * ) ( 1 ) . اين تفاوت الوان از يك سو زيبايى خاصى به كوهها مىبخشد ، و از سوى ديگر سببى براى پيدا كردن راهها و گم نشدن در جادههاى پرپيچ و خم كوهستانى است ، و در نهايت دليل است بر قدرت خداوند بر همه چيز . « جدد » جمع « جده » ( بر وزن غده ) به معنى جاده و طريق است . « بيض » جمع « ابيض » به معنى سفيد و « حمر » جمع « احمر » به معنى سرخ است . « غرابيب » جمع « غربيب » ( بر وزن كبريت ) به معنى سياه پر رنگ
--> ( 1 ) بعضى اين جمله را جمله « استينافيه » دانستهاند ( « من الجبال » خبر مقدم و « جدد » مبتداى مؤخر است ) و بعضى گفتهاند : در تقدير چنين است : ا لم تر ان من الجبال جدد بيض و حمر مختلف الوانها .